ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

553

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

حلب عزل كرد و ديگرى را به جاى او معين نمود . اما الملك الناصر چون وارد تيه شد از عاقبت كار خويش به بيم افتاد . يارانش ترغيبش كردند كه نزد هلاكو رود . نخست نزد كتبوقا فرمانرواى شام رفت و اجازت طلبيد كه نزد هلاكو رود . كتبوقا او را دستگير كرد و به عجلون برد . مردم عجلون هنوز عاصى بودند ، الملك الناصر آنان را فرمان داد كه تسليم شوند . كتبوقا ، الملك الناصر را نزد هلاكو فرستاد . الملك الناصر بر دمشق سپس بر حماة گذشت . الملك الاشرف صاحب حمص و خسرو شاه به استقبال او بيرون آمدند . آنگاه وارد حلب شد و به نزد هلاكو رفت . هلاكو نيز اكرامش كرد و وعده داد كه او را به مقر حكومتش بازگرداند . مسلمانان دمشق بر مسيحيان اهل ذمه بشوريدند و كنيسهء مريم را كه يكى از بزرگترين كنيسه‌هايشان بود ، ويران كردند . اين كنيسه در جانبى از شهر بود كه خالد بن الوليد آن را فتح كرده بود و كنيسه‌اى در جانبى ديگر داشتند كه ابو عبيده به امان تصرف كرده بود . چون خالد بن الوليد امارت دمشق يافت خواست كه اين كنيسه را داخل مسجد جامع شهر كند ، براى خريدن آن بهايى گران پيشنهاد كرد ولى مسيحيان امتناع كردند و او كنيسه را خراب كرد و داخل در مسجد جامع شهر نمود ، زيرا اين كنيسه پيوسته به جامع بود . چون عمر بن عبد العزيز خلافت يافت مسيحيان عوض كنيسه‌اى را كه جزء مسجد جامع شده بود خواستار شدند . عمر بن عبد العزيز نيز كنيسه‌اى را كه خالد به جنگ گرفته بود به آنان بازپس داد و ما اين داستان را آورده‌ايم . چون در اين هنگام مسلمانان بر اهل ذمه شوريدند اين كنيسهء مريم را ويران كردند و نشانى از آن بر جاى ننهادند . در سال 658 لشكرهاى اسلام در مصر اجتماع كردند و به سردارى سلطان قطز به آهنگ نبرد يا مغولان راهى شام شدند . الملك المنصور محمد صاحب حماة و الملك الافضل على برادرش نيز با او بودند . اين خبر به كتبوقا نايب هلاكو در شام رسيد . مغولان شام را بسيج كرد و به جنگ مسلمانان آمد . الملك السعيد بن الملك العزيز بن الملك العادل بن ايوب صاحب صبيبه و الملك الاشرف صاحب حمص نيز با كتبوقا بودند . دو سپاه در عين الجالوت روبرو شدند و نبرد در غور درگرفت . مغولان منهزم شدند . كتبوقا نيز كشته شد . السعيد صاحب صبيبه نيز اسير كرديد و قطز او را به قتل آورد و بر سراسر شام مستولى گرديد . قطز الملك المنصور محمد صاحب حماة را بر مقر فرمانروايش نهاد و به مصر باز گرديد و در راه هلاك شد . بيبرس بند قدارى او را كشت و خود به جاى او بر تخت نشست و الملك الظاهر لقب يافت و ما در دولت ترك از او ياد خواهيم كرد . لشكريان تاتار بار ديگر به شام آمدند و هلاكو به سبب برخى كشمكشهاى داخلى از